پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
نوشته شده در شنبه 14 تير 1393
بازدید : 139
نویسنده : مصطفی

تو چه گفتی سهراب؟

قایقی خواهم ساخت

باکدام عمر دراز؟

نوح اگر کشتی ساخت عمر خود را گذراند

با تبر روز و شبش بر درختان افتاد

سالیان طول کشید

عاقبت اما ساخت …

پس بگو ای سهراب شعر نو خواهم ساخت

بی خیال قایق …

یا که میگفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد …

این سخن یعنی چه ؟

با شقایق باشی… زندگی خواهی کرد ؟

ورنه این شعر و سخن یک خیال پوچ است …

پس اگر میگفتی تا شقایق هست حسرتی باید خورد جمله زیباتر میشد

تو ببخشم سهراب که اگر در شعرت نکته ای آوردم انتقادی کردم …

بخدا دلگیرم از تمام دنیا …

از خیال و رویا …

بخدا دلگیرم …




نوشته شده در سه شنبه 10 تير 1393
بازدید : 129
نویسنده : مصطفی

مرد از زن خیلی تنهاتره!!
مرد موهاش بلند نیست که توى بى کسى کوتاهش کنه و اینجورى لج کنه با همه ى دنیا!
مرد نمیتونه وقتى دلش گرفت زنگ بزنه ب دوستش و گریه کنه و خالى بشه!
مرد نمیتونه درداشو اشک کنه!ی اخم خشن میکنه و میچسبونه ب پیشونیش!
ی وقتایی ی جاهایی ب ی کسانى باید گفت:میم مثل مرد!




غمگین
نوشته شده در دو شنبه 2 تير 1393
بازدید : 152
نویسنده : مصطفی

از یه جایی به بعد ، مرض چک کردن موبایلت خوب میشه ! حتی یه وقتایی یادت می ره گوشی داری ! از یه جایی به بعد ، دیگه دوس نداری هیچکس رو به خلوت خودت راه بدی حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه . . . از یه جایی به بعد ، وقتی کسی بهت می گه دوست دارم ! لبخند میزنی و ازش فاصله میگیری . . . از یه جایی به بعد ، فقط یه حس داری حس بی تفاوتی نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی و نه از دوست نداشتن ها ناراحت . از یه جایی به بعد ، توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم فقط نگاه می کنی

 ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﺴﺘﻢ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﻣﻮ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺩﻭﻃﺮﻑ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺯﻝ ﻣﯿﺰﺩ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﻡ ﻣﯿﮕﻔﺖ ؛ ﺑﯿﺒﯿﻦ ..ﺗﻮ ﻣﻦ ﻭ ﺩﺍﺭﯼ  

سخت است درک کردن پسری که غمهایش را خودش میداند و دلش… که همه تنها لبخندهایش را میبینند…که حسرت میخورند بخاطر شاد بودنش…بخاطر خنده هایش…و هیچ کس جز همان پسر نمیداند چقدر تنهاست…که چقدر میترسد…از باختن…از اعتماد بی حاصل…از یخ زدن احساس

پشت یک هزار تومانی نوشته بود پدر معتادم برای همین پولی كه پیش توست یك شب مرا به دست صاحب خانه مان سپرد… خدایا چقدر میگیری … ! که بگذاری شب اول قبر قبل از اینکه تو ازم سوال کنی ، من یه چیزایی ازت بپرسم

ای دل! یادت باشد وقتی که شکستی سرت را بالا بگیری تلافی نکن، فریاد نزن،شرمگین نباش، حواست باشد،دل شکسته گوشه هایش تیز است مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به کینه، مبادا که فراموش کنی روزی شادیش آرزویت بود…صبور باش و ساکت…